محمد بن زكريا الرازي

76

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

نمك اندرانى « 1 » سائيده بمانند سورمه دو درهم ، زاج دو درهم « 2 » بايد اين مخلوط را بر بدن مريض بمالند و مدت يك ساعت بر اين حال صبر كنند و سعى نمايند كه اين ماده بمواضع زخم‌دار و خراشيده نرسد كه سخت آن را مىگزد . سپس بايد بدن بيمار را با آبى كه در آن آمله « 3 » و كزمازك « 4 » و برگ مورد « 5 » و پوست انار جوشانيده شده باشد بشويند . اگر آبله‌ها خوب خشك شدند كه مطلوب حاصل است ، و الا بايد گل خوزستانى « 6 » سفيد يا گل سفيد يا هر گل ديگرى كه سرخ نباشد با يك‌دهم نمك اندرانى و يك‌دهم زاج گرفت و بر بدن مريض طلا كنند و يك ساعت يا دو ساعت بگذارند و آن را بشويند و در دنباله اين مطلب فصل ديگرى در كندن خشك ريشه و پوششهاى خشك آبله است .

--> ( 1 ) - نمك اندرانى - گفته‌اند اندرانى منسوب به دهى است در خاك حلب بنام اندر و نزديك درياچه نمك . ابن سينا مىگويد نمك دارانى منسوب به داران كه نام كوهى است . محمد بن يوسف هروى در كتاب بحر الجواهر گويد اندران قريه‌ايست در خاك يمن ( حاشيه صفحه 53 آبله و سرخك چاپ بيروت سال 1872 ميلادى ) . توضيحا اضافه مىنمايد نمك اندرانى نمكى است كه در زبان عامه نمك تركى گويند . ( 2 ) - زاج همان است كه در فرانسه Alun گويند . زاج نزد قدما به چند نوع آمده است : زاج سبز يا زاج قبرس - سولفات آهن - Sulfate de fer يا Couperose verte يا زاج حاجى طرخانى ، زاج سياه - Vitriol de Fer ، زاج سفيد - Couperose blanche . از نظر شيميائى زاج سولفات مضاعف آلومينيوم و پطاس است . ( 3 ) - املج - Mirobolans emblique . ( 4 ) - كزمازك ، كزمازاك ، كزمازق و كزمازج ، بار درخت گز است و به عربى حب الائل گويند . Tamarix Mannifera . ( 5 ) - آس - Myrte . حب الاس - دانه مورد . ( 6 ) - منسوب به خوزستان كه يك نوع گل رس مىباشد .